در دوره حکومت ایلخانان مغول، یعنی طی اواخر سده هفتم و اوایل سده هشتم هجری، کتابآرایی و نقاشی در تبریز پایتخت اصلی مغولها به صورت ویژه رونق پیدا کرد. از آثار تصویری به جا مانده از این دوره با عنوان مکتب تبریز اول یا ایلخانی یاد میکنند. مکتب نگارگری ایلخانی، نخستین مکتب نگارگری ایرانی است که در شهر تبریز بنیان نهاده شد و توانست بار دیگر ظرفیتهای چشمگیر هنر ایرانی را پس از حملات ویرانگر مغول احیا کند. برای درک بهتر آثار این مکتب، باید گذری به اوضاع تاریخی و فرهنگی آن روز ایران داشت.
حملات ویرانگر مغولها به ایران که از سال ۶۱۶ هـ. ق آغاز شده بود، تا حدود ۶۵۰ هـ.ق تداوم داشت. طی این سالها لطمات بسیاری به ارکان جامعه ایرانی وارد شد، تا آنکه یکی از ایلخانان مغول به نام هولاکو که با فتح بغداد به عمر پانصد ساله حکومت عباسیان خاتمه داد، بهواسطه انتخاب شهر مراغه به پایتختی خویش، ثبات و امنیت را در سرزمینهای فتحشده برقرار ساخت. جانشینان هولاکو کوشیدند تا روابط خود را با شرق و غرب توسعه دهند و خویش را با دین و فرهنگ و هنر ایرانی سازگار سازند. غالب آنان دین اسلام را پذیرفتند و زبان فارسی را فرا گرفتند. آنها از طریق جلب و جذب اندیشمندان، کارگزاران و وزیران ایرانی، درصدد برآمدند تا ویرانیها را آباد کنند و آسایش عمومی را فراهم سازند. در نتیجه، عمران و آبادانی گسترش یافت. ضمن اینکه پایتخت نیز از مراغه به تبریز و سپس به سلطانیه منتقل شد.
با حضور ایرانیان در مناصب رسمی و مصادر کارها به تدریج هنرها رونق یافت. یکی از مهمترین شخصیتهایی که در دوره سه تن از ایلخانان (غازان خان، الجایتو و ابوسعید) به وزارت منصوب شد، خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی بود. او فرزانهای هنردوست و دولتمردی کاردان بود و برای احیای هنر و فرهنگ و تمدن ایرانی از هیچ تلاشی فروگزار نکرد. از جمله مهمترین اقدامات خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی، تشکیل مجموعهای فرهنگی به نام ربع رشیدی در تبریز بود. این مجموعه مهم و تأثیر گذار از اواخر سده هفتم تا اوایل سده هشتم (ه.ق) دایر بود. در این مجموعه با حمایت خواجه رشید، گروههای متعددی از دانشمندان، صنعتگران و هنرمندان برای فعالیتهای علمی و هنری گرد هم آمدند و از جمله فعالیتهای آنان تولید کتاب برای کتابخانهها بود.
به این ترتیب، بار دیگر هنر نقاشی و مصورسازی کتاب مورد توجه قرار گرفت. البته شرایط و عوامل تولید، تفاوتهای چشمگیری با دوران گذشته داشت. این بار کارگاههایی متشکل از گروههای متعدد هنری به حمایت دربار تشکیل شده بود که نوعی همفکری گروهی و همکاری هنری گسترده را به همراه داشت. این روش تولید کتاب پس از انقراض مغولها به عنوان میراثی ارجمند به دیگر سلسلههای ایرانی بعد از ایلخانان انتقال یافت و به عنوان یک سنت در تولید آثار نقاشی تا سه سده بعد در ایران ادامه پیدا کرد.
آنچه مسلم است، نقاشانی از دیگر سرزمینها از جمله چین و بیزانس نیز به دعوت خواجه رشید به پایتخت آن روز تبریز آمدند و در ربع رشیدی فعالیت کردند. حضور این هنرمندان که دارای تجارب و دیدگاههای مختلفی بودند، عامل مهمی شد برای اینکه سنتها و دیدگاههای متنوع هنری در مکتب تبریز ایلخانی تلاقی و همآمیزی داشته باشند. به همین دلیل، شیوههای اجرا در این مکتب به قدری متنوع شد که نوعی ناهمگونی را نیز از آن میتوان استنباط کرد. اگرچه تأثیر هنر بیزانسی (مسیحی - روم شرقی) در نقاشیهای مکتب تبریز به چشم میخورد اما تأثیرگذاری هنر چینی در نقاشی ایران عمیقتر و ماندگارتر است. بیشتر کتابهای مصور این عهد دارای جنبههای تاریخی و یا علمی هستند.
حکومت ایلخانان دو نتیجه مهم برای نقاشی ایران داشت؛ یکی انتقال سنتهای هنر چینی به ایران که به منبع الهام تازهای برای نگارگران بدل شد و دیگری، بنیانگذاری نوعی هنرپروری است که سنت کار گروهی هنرمندان در کتابخانه-کارگاه سلطنتی را پدید آورد. حمایت پادشاهان ایلخانی از هنرمندان سبب شده بود که برجستهترین هنرمندان کشور یکجا جمع شوند و شاهکارهای بینظیری را خلق کنند.
هنرمندان عصر ایلخانی با فاصله گرفتن از سبکها و روشهای پیشین همچون مانویان و سلجوقیان، مکتبی نو بنیان نهادند که شالوده آن، متاثر از هنر چین و بینالنهرین است. این امر از ارتباط عمیق فرهنگی میان شرق و غرب حکایت دارد. شاید رشد همه هنرها و پیشهها در این دوره به جهت التیام زخمهای ناشی از حمله مغول و اشغال ایران توسط بیگانگان بوده و نوعی پیروزی با تسلط هنرهای عالی ایرانی بر مغول صحراگرد محسوب شود. در هر صورت، حاکمان مغول زمینه احیاء و ترقی هنر این دوران را فراهم ساخته و با مشاوره گرفتن از وزیران و بزرگان ایرانی، مراکز بزرگ علمی و هنری را تاسیس کردند.
خصوصیات نگارههای مکتب تبریز
از جمله خصوصیات نگارههای مکتب نگارگری تبریز، یکدست نبودن آنهاست. این امر نتیجه خاستگاه و سنتهای متفاوت نقاشان حاضر در ربع رشیدی و دیگر مراکز هنری آن عصر بوده است. همچنین تاثیرپذیری از نقاشی چینی که در مواردی چون تنه گرهدار درختان و پرداختن به برخی حیوانات افسانهای و ابرهای پیچان دیده میشود. افزون بر این، تاثیرپذیری از هنر بیزانس و سرزمینهای غربی ایران که در مواردی همچون میل به عمقنمایی، تمایل برای نمایش حالات عاطفی، پرداختن به جزئیات و پیکرهای بلندقامت خود را به نمایش میگذارد. همچنین تداوم برخی سنتهای خاص ایرانی از جمله استفاده از رنگ تخت و خطوط کناره نما و نیز استفاده از عناصر تزئینی، جزو دیگر ویژگیهای مکتب تبریز (ایلخانی) است.
آثار شاخص مکتب نگارگری تبریز
در این دوره آثار فاخر و نفیسی چون تاریخ جهانگشا، منافعالحیوان، آقار الباقیه، جامع التواریخ، شاهنامه دموت، کلیله و دمنه، معراجنامه و... خلق شدهاند که حاصل کار گروهی هنرمندان مکتب ایلخانی در مراکز هنری بغداد، مراغه و تبریز است. آثاری که هر کدام به نوبه خود، شاهکاری در زمینههای مختلف هنرهای سنتی مثل کتابت و نگارگری، تجلید، کاغذسازی، رنگ و تذهیب به شمار میآیند.