تا پیش از ظهور اسلام، اعراب دستههایی پراکنده بودند اما پس از اسلام، آنچنان با هم متحد شدند که خیلی زود توانستند کشورها و سرزمینهای مختلف را از چین تا جبلالطارق فتح کنند. تحولی که در هنر این دوران پدید آمد، تماما حاصل کار ایرانیان بود؛ زیرا اعراب سابقه هنری نداشتند و از شیوه خاصی هم برخوردار نبودند، از اینرو هنرمندان کشورهای فتحشده را به خدمت دستگاه پرثروت و قدرت خود درمیآوردند.
تاریخ تکوین مکتب بغداد یا عباسی که نخستین مکتب نگارگری جهان اسلام محسوب میشود، به دوران خلافت عباسیان بازمیگردد. خاندان بنیعباس در سال 132 هجری قمری با پیروزی بر خاندان اموی توانست حکومت خود را به مرکزیت عراق و شهرهای سامرا و بغداد جدید ایجاد کند. با روی کار آمدن عباسیان و حمایت ایرانیان، خلفای عباسی دانشمندان و هنرمندان را در بغداد گرد هم آوردند و آنها را به ترجمه متون علمی از دیگر فرهنگها ترغیب ساختند. مصور بودن اصل برخی نسخهها که به عربی ترجمه میشد، سبب شد تصاویر به کتابهای عهد عباسی راه پیدا کند. شهرهایی چون بغداد، سامرا و یا موصل جزو مراکز فرهنگی عهد عباسیان محسوب میشدند و مصورسازی کتاب نیز در آنها رواج داشت. اینچنین بود که بغداد به عنوان نخستین مکتب نگارگری و تصویرگری کتب اسلامی توسط خلفای عباسی بنیان یافت. این مکتب بین سالهای 656-133 هجری قمری به مدت پنج قرن در شهرهای بغداد، موصل، کوفه و واسط استمرا پیدا کرد و تا زمان سقوط مستعصم عباسی در پایتخت عباسیان رواج داشت.
نقش برجسته هنرمندان ایرانی در قوام مکتب عباسی
از آنجا که نقاشان دربار عباسی اغلب از سرزمینهای دیگر بهویژه ایران آمده بودند، سنتها و شیوههای مختلفی از جمله بیزانسی یا ایرانی را در نقاشیهای کتب عهد عباسی میتوان مشاهده کرد. همین چندملیتی بودن هنرمندان دوره عباسی باعث شده است که آثار این دوره ذب عنوانی چون مکتب بینالمللی عباسی قرار دهند. در این مکتب، میل به واقعگرایی نسبی بیشتر از سرزمین و سنتهای بیزانسی و مسیحی الگوبرداریشده بود، اما گاهی اوقات نشانههایی از پوشاک و موضوعات عربی همراه با ترکیببندیهای مرسوم در عهد ساسانی نیز در آثار این دوره به چشم میخورد.
در این راستا سهم ایرانیان در تکوین هنر عباسی بسیار چشمگیر و درخور توجه است. کما اینکه بنیعباس با یاری ایرانیان (برمکیان) به حکومت رسیدند و ایرانیان هرچه بیشتر وارد حکومت اسلامی شدند. هنرمندان ایرانی در ساختن و آراستن کاخهای عباسی مشارکت فعال داشتند و بنابراین، حضور عنصر ایرانی در نقاشی عصر عباسی امری بدیهی و طبیعی بود. مصداق بارز آن را میتوان در دیوارنگارههای کاخ جوسقالخاقانی واقع در شهر سامرا به وضوح مشاهده کرد. این نقاشیها متعلق به ربع اول قرن سوم هجریاند و از قدیمیترین آثار تصویری عباسیان به شمار میآیند.
نخستین نمونههای تصویرگری مکتب عباسی در کتب علمی و فنی بروز و ظهور پیدا کرد. بیشتر کتابهای دوره عباسی مربوط به سدههای ششم و دوازدهم است که مثنیهایی از نسخههای اصلی پیش از این زمان به شمار میآید. ترجمه کتب پهلوی، سانسکریت و یونانی به عربی از همین دوران مورد توجه خلفای عباسی قرار گرفت و با نسخهبرداری این کتب، زیباسازی آنها و نقش تصاویر، آغاز شد.
ویژگیهای مکتب نگارگری عباسی
ویژگیهای مکتب نگارگری عباسی عبارتند از: انسان در مقیاسی درشتاندازه ترسیم میشد، اندامها مشخص و صریح به تصویر درمیآمد، رنگ زمینه معمولا بکار نمیرفت، تنوع رنگ محدود بود اما رنگگذاریها دقیق و بالطافت انجام میگرفت. برخلاف نقاشیهای دوره اول و میانی عصر عباسی که بیشتر در نقاشیدیواریهای کاخها تبلور پیدا کرده است، هنر تصویری دوره پایانی و ماقبل فروپاشی خلافت و پایتخت عباسی، به صورت نگارگری نسخ خطی درآمد. در این زمان، قدرت خلافت منحصر به عراق بود اما به رغم این فضای محدود، دستکم دو مرکز و کانون سبک نقاشی یعنی بغداد و موصل قابل تشخیصاند. در این مراکز، دو گروه شمایلنگاری در نسخ خطی مصور رسالات علمی و ادبی دیده میشود. گروه دوم یعنی نگارههای موصل از حیث سبک، وابسته به نقاشیهای بغداد هستند و ویژگیهای ایرانی-ترکی بسیاری دارند. این امر به دلیل آن است که این منطقه تحت حکومت فرهنگی مردانی فرهیخته از نژادهای ایرانی و ترکی بوده است.
مکتب عباسی در فاصله سده دوازدهم تا چهاردهم/ ششم تا هشتم رواج داشت اما اوج شکوفایی آن در پایان سده دوازدهم/ ششم و در طول سده سیزدهم / هفتم بود و اصول آن حتی پس از هجوم مغول و ظهور مکتب مغولی هم دوام پیدا کرد.
از کتب مصور این دوره میتوان به «مفید الخاص» نوشته محمد ابن زکریای رازی و «خواصالاشجار» که هر دور آستان قدس رضوی نگهداری میشوند، اشاره کرد. «طب جالینوس»، «سمک عیار» و «کلیله و دمنه»، «مقامات حریری» از دیگر کتابهای مشهور این دوره به حساب میآیند.
عبدالله ابن فضل یکی از مشهورترین نگارگران شیوه عباسی است که به تالیف کتب و نقاشی آنها همت گماشته است. نسخه خطی «خواص عقاقیر» از جمله آثار اوست.